پسرانی که از کنترل ها و نگرانی های مداوم مادرانشان شاکی هستند غالبا در رابطه به دنبال دخترانی ساده ، حرف گوش کن و سر بزیر می باشند تا بدین ترتیب خودشان رابطه را تحت کنترل داشته باشند. 
اغلب اوقات اگر در رابطه چیزی از سوی دختر بشنوند یا ببینند که نشانی از کنترل گری باشد یا با واکنشی تند و خشن سعی می کنند از ادامه آن رفتار جلوگیری کنند یا خودشان رابطه را ترک می کنند و یا آنقدر حساسیت و انتقاد های خود را بالا می برند که دختر عاصی شده و رابطه را ترک کند.
به عنوان مثال، مادر با تلفن زدن های پی در پی در طول روز مدام جویای احوال پسر و کارهای او می شود. حال زمانی که دختری که با این پسر در رابطه است با یک تماس از او بپرسد "کجایی؟ و چی کار میکنی؟" گذشته پسر در برابرش ظاهر می شود، گذشته ای که حکایت از تحت کنترل بودن آزاردهنده دارد.
عقده مثبت و منفی مادر هر دو می تواند چنین درگیری را در روان پسر ایجاد کند، تنها تفاوت این است که در عقده مثبت غالبا حس پسر در کودکی به مادر مثبت و خوب بوده و سرویس دهی ها و نگرانی های مادر نشانه خوبی برای او تلقی میشده ولی در مورد عقده منفی غالبا حس پسر از کودکی به مادر منفی، مملو از خشم و حتی اضطراب بوده است.
تا زمانی که پسر از بند این گذشته رها نشود از ترس کنترل گری های یک زن رابطه ای صمیمی و راحتی را تجربه نخواهد کرد.
در کارگاه 16 و 17 بهمن درباره نقش مادران در جلوگیری و یا از بین بردن حس کنترل شدن در پسران، نقش پدران در این راستا و نقش خود پسران و چگونگی رهایی از این حس بیشتر سخن خواهیم گفت.

.

.