اضافه کار تنها زمانی ارزش دارد که سازمان در یک پروژه خاص به دلایل موقت بودن پروژه و افزایش حجم کار ناگهانی مجبور به بهره گیری از آن شود.


  • کارگران قطعاً به دلیل فقر مالی و نداشتن مسیر درآمدی متنوع به اضافه کار علاقمندند و به شدت از آن استقبال می کنند در صورتیکه واقعیت آنست که توان کاری انسان محدود است و اضافه کردن ساعات کاری او تنها منجر به اضافه پرداخت های بی دلیل و فرسودگی نیروها و دلزدگی از محیط و کم کم انزجار از محیط را پدید خواهد آورد.

  • وقتی اضافه کار از حد مجاز خود تجاوز کند، نیروهای کار کم تحمل، کم دقت، کم فکر، خواب آلود، طلبکار، پرخاشگر، نا امید، افسرده، ناکارآمد و پر غیبت خواهند شد که تمام عوامل به مرور زمان باعث آسیب جدی به راندمان کاری می گردد و شاید این اتفاقات باعث بروز احساسات منفی به محیط و سرپرستان و مالکیت سازمان شود که این احساسات منفی شاید به صورت تخریب دستگاه ها، بی دقتی در نگهداری، دزدی از وسایل، گم کردن وسایل و انواع ناسازگاری های محیطی شود که احتمالاً پس از تذکرات فراوان عامل تولید درگیری و ترک محیط کار خواهد شد.


 

  • از طرف دیگر اضافه کار بالا باعث به هم خوردن تعادل خانوادگی کارگران، ایجاد انحرافات اخلاقی در خانواده های آن ها، انحراف فرزندان، تولید فشار عصبی برای همسران، دور افتادگی مردان از خانواده، منفی شدن خانواده ها به محیط کار همسر و تولید فشار و استرس برای کارگران در خانه خواهد شد که شاید فرد مجبور شود علی رغم پرداخت های مناسب به علت ترس از فروپاشی خانوادگی محیط کار خود را ترک نماید.


بنابراین پیشنهاد می شود کارخانه و مدیریت آن در پی کشف پاداش هایی غیر از اضافه کار برای افزایش درآمد کارگران باشند که می شود از مسیر کاهش ضایعات، دقت در کیفیت محصولات و سایر روش هایی برای این منظور کمک گرفت .

در هر صورت الزاماً افزایش ساعت کار منجر به افزایش کارآیی نخواهد شد و قطعاً در میان مدت کارایی را کاهش می دهد.