خانوم هایی هستند که می گویند "اگر بخواهم ازدواج کنم یکی از شرط هایم این است که "بچه دار نشویم" یا این که به این شرط ازدواج کرده اند که "بچه دار نشوند" و وقتی از آنها دلیلش را می پرسی می گویند 
"من مثل مامانم حوصله بچه داری ندارم" یا 
"بچه بیارم که وقتی بزرگ شد بزاره بره یا منو به باد انتقاد بگیره؟" یا 
"من چه گلی به سر پدر مادرم زدم که حالا بخوام بچه بیارم و کلی عذاب وجدان بهش بدم" یا
"من مثل مامانم اینقدر توانایی ندارم که هم سر کار برم هم بچه داری کنم" یا
"من از بچه ها متنفرم چون همش به آدم وابسته اند" 
یا...
.
.
ریشه عدم تمایل این دسته از خانوم ها برای بچه دار شدن در رابطه آنها با مادرشان دارد که 18 و 19 دی در مورد این موضوع و راه رهایی از تفسیر های اشتباهی که در ناخودآگاه آنان شکل گرفته گفتگو خواهم کرد