داشتم نوشته های شما را میخواندم وبراساس انها طرح نهایی کارگاه اعتماد بنفس را تدوین میکردم که از خودم پرسیدم اساسی ترین وجه مشترک این نوشته هاچیه؟
بعد از سه روز تمرکز روی اونها یک دفعه حس کردم اکثر ادمها ترسها واضطرابها وتردیدیهایشان در زندگی ریشه در ترس از تغییر داره ،
وزمانی احساس خوبی به خودشون واطرافشون دارند که مطمئن باشند با انتخابشان اشتباه نمیکنند وزیان نمیبینند ویا از دنیا میخواهند به انها قول بده که اتفاق بدی رخ نمیده !وجالبه که درمواقعی که میدانند دنیا نمیتواند چنین قولی را بدهد(جلوگیری از مرگ عزیزان)اضطراب دائمی را در زندگی خود حمل میکنند،
وقتی در روند زندگی میفهمند خودشان نمیتوانند چنین دنیای بی ترسی را بسازند شروع میکنند پروجکت(توقع پیدا کردن از دیگری) کردن روی دیگران ودرخواست امنیت کردن از سوی انها که اولین انتخابها برای پروجکشن والدین هستند وبه همین علت هم هست که بیشترین درگیری ودلخوری از والدین است ودومی از همسر وسومی از فرزند وچهارمی از حکومت وپنجمی از رئیس وششمی از دوست وکم کم این ناامیدی ها تسری پیدا میکنه به خدا که ویرانی وسقوط اصلی انجا شکل میگیرد.
وبعد از این ویرانی ها احساس ناامنی در فرد رشد میکند واین ناامنی باعث افت توانایی وکارایی میشود وخود به خود این افت سبب عقب نشینی از صحنه زندگی میشه که حاصل اون تن دادن به یک زندگی حداقلی خواهد شدکه مبنای شکل گیری انتخابها فقط بیشتر نشدن ترسهاست نه شکوفا کردن فرصتها،
خلاصه اگر بخواهم همینجوری ادامه بدهم از حوصله شما این مطلب وخواننده خارجه اما در کارگاه حداقل 2 ساعت را به تحلیل این اتفاقها وبرون رفت از ان اختصاص میدهم.
اما برون رفت:
برخی از آموخته ها وتجارب ویاران همراه این بند روانی را رقم زده اند :
که هرچی امروز است خوب است وهرچی در راه است فاجعه است وعشق اول فرشته است واز اون به بعد دیو است و...(دارم یکسری بازی برای کارگاه 29 و30 آبان طراحی میکنم تا درخلل اونها روش عبور از اینها را تجربه کنیم)
واین قصه همیشه گذشته را طلا میداند وآینده را سربی،در صورتیکه کیمیاگر درون شماست وشما به موقعیتها از طریق تحلیل وتعبیر خود میتوانید جنسیت بدهید.اما به شرط اینکه شما قبلا درون خود را پاکسازی وبهینه سازی نموده باشید ومهمترین ابزار برای پاکسازی ایمان به داشتن اینده ای متفاوت وبهتر از گذشته ،ازطریق ساختن تجارب متفاوت،یاران متفاوت واموزشهای متفاوت است.اگر حوصله کردید این گفتگوی من ومحمد رضا شعبانعلی هم میتواند کمک دلچسبی در درک این جریان باشد.

برای شنیدن گفتگو اینجا کلیک کنید