اکثرا ما زمانی علاقه مند تغییر میشویم که از وضعیت موجود خود به شدت در رنج وتنگنا باشیم ومعمولا انگیزه اصلی در این مواقع تنها فرار از اوضاع بد است بنابراین تنها نیت ما گریز خواهد بود وبه همبن علت وقتی درحال فراریم فقط میخواهیم از آزاری خود را نجات دهیم واصلا برایمان مهم نیست به کدام سمت داریم میریزیم اما بعد از اینکه حس کردیم به اندازه کافی گریخته ایم تازه به خود می آیم وشاید تازه بفهمیم که در مخمصه ای جدید وعمیقتر درحال فرورفتنیم!

راه حل پیشنهادی سهیل رضایی: 
ابتدا از خود بپرسید چی شد کارم به اینجا رسید؟
بعد بپرسید آیا واقعا قصد نجات دارم یا نیت فراردارم؟
حالا بپرسید به تنهایی میتوانم دوگام اول را بردارم یا نیاز به کمک دارم؟
شما حالا به یک برنامه مرحله به مرحله که شامل بقاء، جهت، حرکت؛وابزاری برای تحلیل درست موقعیت احتیاج دارید که در این مرحله شهود وخودشناسی وتحلیل از شخصیت وبررسی سوابق زندگی و داشتن چشم انداز سالم کمکهای موثری خواهد بود. من در ویدئو همراه این پست تجارب خودم را گفته ام. امیدوارم همه تا به مرور به جمعبندی برسیم که فرار ما را از مشکلات امروز دور کرده اما به مشکلات سخت تر فردا نزدیکتر خواهد کرد