ذهنم هرسال این موقع ها سفر جدی را به گذشته اغاز میکنه ویک فیلم تکراری را با یک متن جدیدی که روی فیلم گذاشته میشه برام پخش میکنه ومن دقیقا شاهد این جریان هستم که چه جوری سال به سال دیدگاه من به فضای آموزشی خودم ودیگر نسلها مدام تحول پیدا میکنه وهر روز بیشتر دارم معتقد میشوم که مدرسه جای مهم وبی ارزشیست 

ازآن رو مهم است که میتواند تمامیت یک فرد را بسازد واز ان جهت بی ارزش است که کمتر به این مهم میپردازد چون آنقدر کار حاشیه ای دارد که پرورش انسان را گذاشته است برای زمانی که اگر وقتی ماند انجامش دهد!
از سوی دیگر انقدر پرداختهای مالی در ان پایین است که مجالی برای حضور نخبگان نمیماند واز سوی دیگر نخبگان به فضایی میروند که ورودش برای عموم به سادگی میسر نمیشود .
ومیماند نسل عاشقی که هرازچند گاه زیر دست وپای بخش نامه ها له میشود.
من دردوران تحصیل مثل همه شما روزهای بد وخوب زیاد داشته ام روزهایی که برای نمرات بد گریستم وترسیدم وروزهایی که برای نمرات خوب هورا کشیدم وخندیدم.
اما هرچه گذشت دیدم نمره ها بی ارزشترین بخش مدرسه بود وحکاکی اصلی نگاه معلمها بود که فکر میکردند میتوانند از روی نمره ها اینده بچه ها را پیش بینی کنند!اما اکثر اون پیش بینی ها نه در ایران ونه در هیچ جای دیگه دنیا اعتبار وروایی منسجمی نداشت.
اینها را نوشتم تا غم درونیم را بایت خودکشی پسری که پدرش گفته بود یا باید به دکتری بهترین دانشگاه امریکا فکر کنی یا من ترجیح میدم بمیری !التیام بدم .
پدری که امروز میگفت ترجیح میده بمیره اما یک روز زندگی بدون پسرش را نبینه. 
فردا پسرم وارد مدرسه میشه باور کنید اگر میدانستم 5 سال دیگه زنده ام شاید او را به مدرسه نمیفرستادم.
مواظب باشید گرفتار ازمونهای ابلهانه ورودی به انواع فضاها نشوید تا صمیمیت ولظف زندگی با فرزندانتان را ازدست ندهید. 
پدرم ،ممنون تو هستم که هیچوقت نمره من ملاک حد ومرز لطف ومحبت پدری تو نبود. 
فرزندم من با اجازه تو پدر تو میمانم وروند اموزشی تو ملاک عشق واحترام من به تو نخواهد بود.