• تعامل نیرو ها؛

رهبر خوب روابط متقابل نیروهای گوناگون را که در موسسه تاثیر می کند، درک می نماید. او در برابر نیازمندی های در حال تغییر بازار، حساس است . بایستی بداند که چگونه موقعیت موسسه را در بازار حفظ و تقویت کند. باید کاربرد تکنولوژی جدید یعنی ماشین های نو، فرآیند و موادرا بفهمد.


باید در مقابل احوال کارکنان، آرزوها و شکایات شان پاسخگو باشد. محیط کسب و کار پیچیده و پیوسته در حال تغییر است. رهبر باید بتواند بین عناصر مختلفی که در امور بنگاه دخالت دارند، به گونه ای هماهنگ و موثر همبستگی ایجاد کند، به عنوان مثال ، ممکن است لازم باشد که فرآیند جدیدی به منظور بهبود موقعیت بنگاه در بازار معرفی شود، اما این کار ممکن است با مخالفت کارکنان روبرو شود. رهبر باید بداند که چگونه این تضادها را حل و فصل کند و باید بتواند برای کارکنان توضیح دهد که روش جدید مثلاً به نفع آن هاست .

  • یکپارچگی ؛

در یک موسسه متخصصین وجود دارند، از قبیل؛ متخصصین امور بازاریابی، مهندسان تولید، حسابداران قیمت تمام شده و کارشناسان که دانش تخصصی را با هدف سازمان درک کند .