امروز جوانی میهمانم بود که در گفتگوهایش به این موضوع اشاره کرد که احساس میکند اعتماد بنفس ندارد واین باعث شده به خواسته هایش نرسد. 
از او پرسیدم چه زمان احساس میکند اعتماد بنفس ندارد؟
با کمی تامل گفت: مثلا میخواهم به کسی زنگ بزنم ولی دلهره میگیرم،که طرف الان چه برخوردی خواهد کرد؟
بهش گفتم :خوب از زمان شماره گرفتن تا گوشی را برداشتن مخاطب به چی فکر میکنی؟
کمی تامل کرد: به چیز خاصی فکر نمیکنم 
گفتم :غیر ممکن است؛احتمالا به واکنشهای منفی طرف مقابل فکر میکنی
لبخند زد وتایید کرد.
براش مسئله را بررسی کردم وبهش گفتم اکثر ادمها به چهاردلیل اعتماد بنفس خود را نمیتوانند مناسب استفاده کنند :
دسته اول فکر میکنند باید در همه جا مسلط عمل کنند 
دسته دوم از اول خود را شکست خورده تجسم میکنند وبا نهایت نا امیدی اقدام میکنند.
دسته سوم فکر میکنند باید در خانه خود تمرین اعتماد بنفس کنند وتا کامل نشدند بیرون نیایند؟!
دسته چهارم فکر میکنند وقتی تصمیم گرفتند کسی نباید انها را مردد کند! درصورتیکه انها به دلیل تردید خود مدام دنبال کسی میروند تا بتواند آنها را به شک انداخته واز دست زدن به عمل دور کند.
اما چه باید کرد:
در درجه اول ذهن خود را از تجسم منفی ترین اتفاق دور کنید
بعد انچه را میخواهید تجسم کنید
سپس بپذیرید اعتماد بنفس به صورت مرحله ای وپلکانی رشد میکند نه ناگهانی
واخر اینکه شما باید در محیط حضور پیداکنید وبین درد نداشتن اعتماد بنفس ودرد روبرو شدن با ناکامی ومرحله به مرحله پخته شدن یکی را انتخاب کنید 
وهمیشه به یاد داشته باشد هرچقدر اعتماد بنفس داشته باشید بازهم صحنه هایی در زندگی رخ خواهد داد که شما در ان تازه وارد هستید وبه اندازه موضوعات قبلی تسلط نخواهید داشت