وقتی موضوعی در مذاکره به شما برمی خورد نشان از حضور و نقش سایه ها و عقده ها در مذاکرات است .این موضوعی بود که پنج شنبه محمد رضا شعبانعلی از چهره های شناخته شده در حوزه آموزش مذاکره بر آن در سمینار پیام ها در مذاکره تاکید نمود .

گفتگوهای محمدرضا شعبانعلی در بخش هایی رنگ و بوی روانشناسی تحلیلی به خود گرفت و مباحث ایشان را قابل بحث و تحلیل می نماید . 
اینکه مذاکره نیازمند چشم انداز است و چشم انداز یک مذاکره بهبود یک رابطه است نکته ای است که می توان آن را در حوزه روانشناسی تحلیلی اینگونه تعبیر نمود که تضادها (که مبنای مذاکرات قرار می گیرد) می تواند نجات بخش و رشد دهنده باشد . بدیهی است که اگر قرار باشد به نتیجه ای در مذاکره قرار باشد برسیم باید Self را در مذاکره لحاظ کنیم و Self در اینجا به این معناست که باید هدفی والا را باید برای گفتگو در نظر گرفت که همانطور که محمد رضا شعبانعلی در این سمینار به آن اشاره نموده است بهبود رابطه است. 
و اما یکی از دلایل شکست مذاکرات را محمد رضا شعبانعلی حضور عقده و سایه در مذاکره معرفی می کند و این امر می تواند ما را به این موضوع رهنمون سازد که ما پیش از آن که عقده و سایه های درونی خود را به خوبی نمی شناسیم بهتر است در مورد اینکه پای میز مذاکره بنشینیم تجدید نظر کنیم . 
چه بسا عقده های ما باعث شوند نسبت به موضوعاتی حساسیت بی مورد نشان دهیم و مسیر مذاکره را به انحراف بکشانیم . فراموش نکنیم که شناخت عقده و تشخیص آن آنقدرها ساده نیست که با کسب دانش تمام شود و بدلیل ماهیت ناخودآگاه عمل کردن آن ،خارج از کنترل ما وارد گفتگو میشود و فاجعه به بار می آورد .
از سویی سایه ها هم می توانند تخریب گر روابط ما شوند ما درست و غلطها و بایدها و نبایدهایی را به ناخودآگاه روان خود فرستاده ایم که نیازمند بررسی جدی هستند . چرا که این بایدها و نبایدها مبنای درستی ندارند و تنها بنابر سلیقه هایی به روان ما تزریق شده و فجایعی را در مذاکرات ببار می اورند . 
در پایان ورود محمد رضا شعبانعلی را به تلفیق دانش مذاکره با روانشناسی تحلیلی را تبریک می گوییم . فراموش نمی کنیم که کارل گوستاو یونگ مبدع روانشناسی تحلیلی مشکل اصلی انسان عصر حاضر را روان او دانست و نه هیچ عامل دیگری را و او این حرف را زمانی زد که شاهد جنگ های فراوان زمان خود نیز بوده است . 
مذاکره اکنون در دنیا حلال مشکلات خواهد بود ولی می توان این تبصره را برای آن قائل شد که تنها مذاکره ای رها بخش خواهد بود که مولفه های والایی در نقطه طلایی آن مطرخ باشد که روانشناسی تحلیلی قابلیت های فراوانی برای رسیدن به این موضوع دارد .