در اکثر روابطی که شاید ابتدای ان با یک شوخی یا خوش امدن ساده رقم بخورد ویا از طریق یک تمایل شدید کشنده آغاز شود پای ماجرای روانیی درمیان است که با وجود اینکه شعله اشتیاق در یک رابطه را برمی انگیزد اما درروند خود رابطه وافراد درگیر ان را به سرعت درگیر اتش نابودی میکند.
وما می مانیم که آخه چرا اینجوری شد ؟با اینکه همه چیز داشت خوب پیش میرفت !
این ماجراها معمولا زمانی ضربه های سخت تری به ما میزنند که ما از زندگی زخمی خورده ایم وداریم دردی میکشیم ومشغول تلو تلو خوردن هستیم که ناگهان کسی با یک لبخند سراغمان می اید وزیر بغلمان را میگیرد وبا لبخند دیگرش این حس را به ما القاء میکند که کلبه احزان شود روزی ... وما دردرون خود احساس میکنیم خداوند پیکی را فرستاده تا من از طریق او التیام پیدا کنم،رشد کنم،شاد باشم،حامی برای تمام زندگیم داشته باشم،محافظی برای تمام لحظات ترسناک ودردناک، وازهمه مهمتر ازاین به بعد او جای من سفر زندگی خواهد رفت ومن دیگه نیاز به سختی کشیدن ندارم.
.
پس کم کم او در نگاه من به یک فرا انسان تبدیل میشود ،واین فراانسان بودن یعنی من فکر میکنم : او نه خسته میشود!نه انتظاری دارد!نه ناراحت وبهم ریخته خواهد شد!نه از دست رس من دور خواهد شدو... نه هیچ چیز بد دیگه این دنیا را باخود حمل میکند!!
ومن در اوج حال خوب از پیدا کردن یک فرشته روی زمین همزمان مضطرب وآشفته هم هستم!
می دانید چرا؟
چیزی در درونم نجوا میکند که نکنه او را ازدست بدهم یا کسی او را ازمن بدزد؟بخش دیگر روانم میگوید پس باید ازش مراقبت کنیم واورا دور از دسترس بقیه نگهداری کنیم.
وهمین تفکرات میشود هیولای درون من برای بلعیدن او وکارزار پنهان شروع میشود ومن برای قفس کردن او ؛هزار نقشه شوم با پوسته نور میکشم.
او هم که مدتی دراختیار من بوده است کم کم نیازهایش وی را تحت فشار قرار میدهد ودارد طاقت خود را ازدست میدهد،پس عملا ارابه به سمت جهنم سرازیر شده است! ودیر یا زود سواران خود را به سخت ترین شکل وارد جهنم میکند واین دو که تحلیل برایشان اصلا مقدور نیست فکر می کنند چشم خورده اند !
حال انکه انها در فرایند رابطه چشمهای خود را خورده اند وکور کور به فضاخو کرده اند . تمام این قصه ها نامی دارند به نام فرافکنی ،وجالب است که هرکدام قصد کند از این ارابه پیاده شود از سوی دیگری به خیانت متهم شده وشاید به عقوبت مرگ گرفتار شود حتی اگر بتواند خود را پیاده کند شاید نفر جا مانده طاقت خلاءایجاد شده را نداشته باشد وفرمان مرگ خود را صادر کند.5 شنبه وجمعه همین هفته در کارگاه ازدواج رنج مقدس در روز اول 5 مرحله آن را به بحث خواهم گذاشت وبا پرسشهایی شفاف کننده برای مخاطبان بازخواهم کرد که انها دقیقا کجای روابط خود ارابه ای روبه جهنم را سوار هستند.
ازتمام شما هم سپاس گذارم که استقبالی بی نظیر از این کارگاه در این چند روز داشته اید.
ارادتمند وسپاسگزار اعتماد شما: سید سهیل رضایی