چند سالی است که در ادبیات مدیریت کشور، از به کار گیری مشارکت به عنوان یک راهکار حل مسئله مدام بهره گرفته می شود. با یک بررسی در علل و بسترهای تولد ادبیات مشترک در می یابیم مشارکت مولود جامعه دموکراتیک بوده و پس از گذر از روند های متعدد شفاف سازی و مردم سالاری است که عنصر مشارکت متولد و خود هدایت امور را به دست می گیرد.

بنابراین مشارکت از ویژگی های جامعه توسعه یافته می باشد، بدین مفهوم که چنانچه مردم به این واقعیت دست یابند که آن امانتی را که به شما سپرده اند به تمامیت به کار گیری شده است، آن گاه اقدام به افزایش سرمایه گذاری خود خواهند نمود چرا که در ادبیات روابط موثر عامل پایداری رابطه را سرمایه گذاری و سود تعریف نموده اند .

پس چنانچه سرمایه گذاران که سرمایه ای با عنوان اعتماد عمومی را به دست دولتمردان خود سپرده اند پاسخ مورد نیاز را دریافت ندارند، قطعاً با کاهش این سرمایه گذاری در برخی از موارد خود وارد میدان می گردند که این بار می توان به آن دخالت تشخصی در اجرا قانون یاد کرد که خود از تخلفات شهری محسوب می گردد.

چرا که تفاوت دخالت با مشارکت، در برنامه دار بودن فعالیت و همراستا بودن آن با منافع اجتماعی می باشد.

بنابراین مردم به حقوق خود حساسند و علاقمند دستیابی به آن.

حال چقدر دولتمردان می توانند دراین جهت گام بردارند، سوال اساسی مشارکت می باشد.