بخشی از کلاس امروز معمای عشق
.
گای کارنو، روانکاو و یونگینی است که به شکلی عمیق و دقیق ایفای نقش عقده ها را در رابطه پدر و دختر، مادر و پسر، و تاثیر آن در رابطه زناشویی را بررسی و تحلیل نموده است. او می گوید: به نظر من، هیچ فرآیند شفابخشی نیست که عصبانیت نقشی در آن نداشته نباشد. وقتی زنی بفهمد که زندگی‌اش سرتاسر فریب بوده است، ابتدا باید از دست کسانی که او را مورد سوء‌استفاده قرار داده‌اند عصبانی باشد. سپس، باید بفهمد که او کماکان به علت فقدان احترام به خود، هر آنچه دیگران با او کردند را خودش نیز همچنان در قبال خود انجام می‌دهد. این کافی نیست که او از غمنامه‌ی خود محزون و ناراحت شود، بلکه باید فریاد بزند و اعتراض کند.

لذا، همانطور که در سمینارهای آموزشی‌ام در خصوص «ارتباط با پدر،» دید‌ه‌ام، مشکل مشترک زنانی که از پدر محروم بوده‌اند این است که نمی‌توانند پرخاشگری خود را به زبان بیاورند. در حقیقت آنها از این کار شرم دارند. علت این موضوع این است که وقتی خیلی جوان بودند، مجبور بودند خود را راضی کنند در سایه‌ی احساسات خصمانه نسبت به پدری که به آنها بی توجه بود، آنها را تحقیر می‌کرد یا از آنان سوء‌استفاده می‌کرد، پنهان شوند. پنهان کردن تنها راهِ خوشنود ساختن پدر و از دست ندادن همان اندک مهر و عطوفت بود. این زنان هنوز هم نمی‌توانند خطر ابراز عصبانیت خود را بپذیرند. برای «منِ» آنها خیلی سخت خواهد بود با سایه‌ای مواجه شود که سالیان سال این همه رنجش و عصبانیت را روی هم تلمبار کرده است. آنها به طور غریزی می‌دانند که اگر جرأت برداشتن این پوشش و نگاه کردن به درون را داشتند، ممکن بود این دیگ منفجر شود. با این حال، اگر می‌خواهند جراحت ایجاد شده به لحاظ بی توجهی پدر را بهبود بخشند بالاخره باید این کار را بکنند. 

ادامه: 
http://www.bonyadonline.ir/Marketing/DetailsNews.aspx?ID=318