روانی که بین سالهای 0 الی 8 سالگی شکل میگیرد سلطان کودک صفتی خواهد بود که تمام بزرگ سالی ما را اداره خواهد کرد.
در این روان میتوان بدون دلیل قوی ومحکمی بی نهایت باورهای محدود کننده وبی نهایت عوامل ناامن کننده ذخیره کرد که تماما با نیت خیرخواهانه به قصد محافظت از ما جا گذاری شده است.
ما در این روند مدام میاموزیم که از جهان ورخدادها وانتطارات آن کوچکتر وناتوانتریم واز سوی دیگر به شکلی ظزیف به ما منتقل میشود که جهان وهستی روندی مخالف با خواسته ها ورویاهای ما دارد وما نیازمند یک جنگ دائمیم.
وبعد از این آموزشهای وسیع وبلیغ وشکل گیری روانمان؛دیگر نمیتوانیم جهانی به غیر ازآنچه آموخته ایم را ببینیم و باور کنیم .
وجالبه که از بس تجارب معادل وهم سنگ روانمان تکرار میشود ؛ کم کم فکر میکنیم ما چقدر باهوشیم که همه پیش بینی های خودمان وپیشینیمان مدام درست از آب در می آید .
غافل از آنکه ما درحال طراحی جهانمان واتفاقات ان هستیم و هر آنچه به غیر از شکل روانمانان باشد را کاذب ؛میرا واحمقانه میدانیم .
کم کم متوجه میشویم علی رغم هوش زیاد ما حماقتهای زیادی را هم با خودمان حمل میکنیم چون متوجه میشویم مردمان دیگری بدون باورهای ما هم در جهان با نهایت لذت وآرامش زندگی میکنند ولی ما به چیزهای ساده ای گیر کرده ایم ویا مشکلاتی مدام در بستگان وخویشاوندانمان تکرار میشود. ما نیازمند بیداری هستیم ولی متاسفانه به کمک آموزشها وباورهایمان به خوابی سنگین فرو رفته ایم