چندی بود که در احوالات دوستان و آشنایان، به ویژه دانشجویانم مطالعه می کردم و سوالم این بود که چگونه است که عده ای دارای انرژی بالا و پرشور و مدام به دنبال لذت و نشاط می گردند و عده ای دیگر در مکان ها و زمان های متنوع شکارچی غم و ساقی اندوه و یاس هستند تا به کتابی برخوردم که در آن ذکر تحقیقی جالب به میان آورده شده بود که مطالعه آن را برای هم وطنان بسیار جالب یافتم (البته ذکر این تحقیق از آن نیست که بخواهم منکر 100% نقش محیط اجتماعی در پدید آمدن احساس شادی باشیم. ) آقای ... در تحقیق خود به این نکته دست یافته بود که انسان های شاداب و با شور در هنگام تفکر و صحبت به موضوعاتی از قبیل رویاها، فعالیت ها، تفریحات، خاطرات شیرین، موفقیت ها و اهداف، علایق و سایر لذت های زندگی می پردازند. حال آنکه انسان های غمگین و افسرده مدام تفکر و صحبت خود راحول محور ناکامی ها، خاطرات تلخ گذشته، نگرانی های آینده، به هم ریختگی های مختلف دیگران، حوادث، شکست ها و ترس ها ساماندهی می کنند.

بنابراین عزیزان خواننده بر اساس این تحقیق از امروز می توان محور تفکر و گفتگوهای خود را به سمت مناسبتری هدایت کرد.

شاید وقت آن رسیده که جور دیگری زیست کنیم و پیش از آن که منتظر آن باشیم که کسی شادمان کند، خودمان دست به کار شویم.