دخترانی که پدر در ارتباط با انها خواسته یا ناخواسته سکوت پیشه کرده است:
سکوت پدر یعنی:
دختر را نادیده گرفته
تنها آن بخشی که برای خودش ارزشمند بوده دیده است
تحسین وتشویقهای او باعث شده است دختر مدام از اصالت خود فاصله گرفته ومدام تن به رقابت دهد
به گونه ای با دختر ارتباط میگیرد واو را تربیت میکند که او به مرور به یک مرد تبدیل میشود وزنانگی را گم میکند
تمام این مسیر باعث میشود دخترفکر کند:
من برای پدرم دوست داشتنی نیستم
زن بودن چیز خوبی نیست
من به قدر کافی جذاب نیستم
حتما من گناهی مرتکب شده ام که از خودم بی خبرم
من بی ارزشم
واین روند احتمالا باعث خواهد شد:
دختر به شدت پرخاشگر شده واعلام کند که کلا از مردها متنفر است
ویا دختر زره پوش شده وعواطفش را سرکوب کند ودرروند تعجب کند که چرا هیچ وقت مردی نظر اورا جلب نکرد واو هم عاشق مردی نشد
ویامدام درحال خشنود کردن مردانی باشد که بعد از مدتی به سادگی او راترک میکنند ولی او این خدمت دهی را مدام برای نفرات بعدی ادامه میدهد.
خلاصه ای از جلسه پنجم معمای عشق