حرف آخر را ...
.
برخی دوستان را میبینم با امید آنکه در فرایند کتاب وکلاس توانسته اند خود را روئین تن کنند وحالا با تمام قوا برای جبران ناکامی ها یورش میبرند ویا برای تسخیر قلبها پرواز خواهند کرد! وهربار مغبون شده تر از قبل به عقب برمیگردند وکم کم با خود به جمع بندی میرسند این هم نشد ،پس باید دنبال مکتب ومسلک ومعرفت دیگری بگردم ومتاسفانه در هر بار این تجربه تکراری با هزینه های اضافی باز هم ملاقات میشود.تا کار به رها سازی هرگونه میل به تغییر میرسد واز سوی دیگر فرد به مبلغی برعلیه تمام این مسیرهای رشدی تبدیل میشود وچون اطلاعات هم دارد مسمویتهای بزرگی برای اطرافش ایجاد خواهد کرد.
اما مشکل اصلی کجاست؟
باید به خاطر داشت که مرام های معنایی قصد زایش قدرت سلطه وتصرف دیگران را ندارند و ویژگی اصلیشان این است که فروتنی درس دهند ومشاهده بر خویشتن وانتخابها را تقویت کنند .
بنابراین چنانچه در روند درگیر شدن با این خردها دارید باد میکنید واحساس قدرت وتسلط پیدا کرده اید واز زمین گیر کردن دیگران در گفتگو خرسند میشوید بدانید که مسیر غلط است وشما وارد بازی خطرناکی شده اید که بزرگترین قربانیش زندگی شخصی شما خواهد بود وبزودی دچار انزوایی تلخ میگردید که حاصل خودشیفتگی ایجاد شده است.
وهرکجا احساس کردید قدرت شنیدنتان افزایش پیدا کرده وبه مرور دارید به دیگران احترام بیشتری میگذارید واز یاد گرفتن بیشتر از زمین زدن لذت میبرید میتوانید خوشحال باشید که مسیر به سلامت طی شده است.