.
.
چهارشنبه در کلاس معمای عشق یکی ازدانشجویان بیان کرد که در طول بیش از 15 سال ارتباط با طرف مقابلش همیشه سعی کرده که بی توقع باشه وهیچ چیزی را به دل نگیره,بعد از چند تا سوالی که ازش پرسیدم متوجه شدیم انتظارات متنوعی داشته که به جهت از دست ندادن حداقل رابطه آنها را پوشانده ,درواقع این رابطه بیش ازآنکه یک رابطه عاشقانه باشه یک رابطه از سر نیاز واضطراب است,وقطعا این فضا به شدت مستعد انفجار وانتقام هم هست وهرگونه حرکتی که کلیت این فضا را دچار انقطاع بکند حتما باید منتظر عقوبتی سخت باشد.
به اینجا که رسیدیم از من پرسید،مگه نمیگویند عاشق حقیقی باید بی توقع باشه؟
خدمتش عرض کردم گوینده وقتی این جمله را میگفته یا مینوشته قطعا از لغت باید استفاده نکرده واون گفته عاشق حقیقی بی توقع است ،یعنی این جمله خبری است ولی جمله شما درونش "باید" شرطی دارد که خود باعث خالص نبودن رفتارحاکم بر فضای ارتباط میگردد.بنابراین این گفته برای امروز شما نیست چون شما توقعاتی دارید که به علت اضطراب از دست دادن رابطه آنها را عیان نمیکنید ،
دوستان اگر به روابط به اصلاح عاشقانه خود عمیق نکنیم بزرگترین عامل ارتباط نیازها وفقدانهای ما نگهدارنده آن هستند وما چون نیازها و نگرانیهایمان را داریم از دیگری پوشش میگیریم از اصطلاح عاشقش هستم ودوسش دارم استفاده میکنیم ودقیقا زمانی که اوقصد عبور از رابطه را میکند ویا نمیخواهد از این به بعد پاسخگوی نیازمندیهای ما باشد خشم ،پرخاش ،انتقام وتهمت ما به وی آغاز میشود.
دوباره، بپرسیم ما واقعا عشق را میشناسیم؟