کسانی که در جامعه ای معتقد و مومن بزرگ شده اند و تقدس اعتراف را می شناسند، فرصتی برای رهایی از گذشته دارند. زیر ا نه تنها آن پرندۀ سیاه گناه، زمان حال را می فرساید بلکه همواره ما را در بند گذشته نگه می دارد. حمل بار گذشته ما را از پا در می آورد و نیرویمان برای انتخاب های جدید را می کاهد.
اما بیشتر امروزی ها اعتراف را به عنوان یک امکان در نظر نمی گیرند زیرا یا باور دیگری دارند و یا دیگر نمی توانند از این سنت که عملکردی شجاعانه را می طلبد دنباله روی کنند.

مرداب روح-صفحه 19 /نویسنده: جیمز هولیس/مترجم: فریبا مقدم/ناشر: بنیاد فرهنگ زندگی

دیدن یک زخم و سپس پذیرش آن بزرگترین گامها برای حرکت در روند کمال است.
اعتراف یا اقرار همان دیدن است و این نمود را دارد که ما از نظر درونی, باور به یک مشکل یا یک زخم داریم و انکار زخم بی شک ما را تا سقوط در شرایطی بحرانی تر همراهی خواهد کرد.
بسیاری اوقات با دیده شدن یک زخم در دم آن زخم شفا پیدا میکند(افسانه پارسیفال) وشاید آن زخم صرفا برای پذیرش و دیده شدن قسمتی از ما که هرگز حاضر به دیدن آن قسمت نبودیم متولد شده است و شاید این زخم برای ما از رازهایی حکایت کند که منجر به یک شکوفایی عظیم شود ,پس ببینیمش و حرفهایش را بشنویم.
زخمها میتوانند نقشه گنج روان باشند و اعتراف اولین گام در خواندن نقشه گنج است.
بزرگترین عامل رشد نکردن ما جز خود ما نخواهیم بود و تا زمانی که در حصار و بنده ها و ترسهای گذشته هستیم چیزی جز زخمها و آسیبهای گذشته دست آورد مان نخواهد بود.
رهایی ازاین حصار جز با اقرار به این زخمها شروع نخواهد شد.
انکار گذشته ,نابود کردن آینده است.