رنج چیست؟
لحظه ای بروز میکند که ما با پدیده ویا رخدادی در زندگی روبرو میشویم که نسبت به آن خام و یا ناتوانیم و یا انتظارمان متفاوت است .
چرا از رنج میگریزیم؟
چون ذاتا بشر از احساس ناتوانی دلهره دارد .
بنابراین در لحظه ناتوانی احساس میکنیم بزودی اعتبار وقدرت خود را نزد خودمان ودیگران از دست خواهیم داد ودیر یا زود طرد شده وتنها میشویم وبا مرگی تلخ روبرو خواهیم شد.(مرگ تلخ یا مرگ بی عزت)
چه باید کرد؟
باید بپذیریم ما مدام در زندگی با رنج روبرو خواهیم شد وفرار فقط میتواند تسکین موقت وتهاجمی مرتب را برایمان رقم بزند.
چون فرارباعث میشود ما فرصت خود برای تجهیز وتقویت وتشخیص حل مسئله را ازدست بدهیم ومسئله بخشهایی وسیعتری از زندگیمان را دستخوش آسیب نماید.
بنابراین بهتر است در زمان بروز رنج آغوش بگشائیم وبه خود یادآوری کنیم در این نبرد چه ببازیم وچه ببریم ما بالغتر خواهیم شد.
چون اگر ببازیم میفهمیم هنوز هم به اندازه کافی آنچه را باید بفهمیم را نفهمیده ایم پس نیاز به یادگیری داریم
واگر ببریم میتوانیم با اعتماد بنفس قدمهای بعدی را سریعتر وقویتر برداریم.
فقط مواظب باشیم که در روند رنجها انها را زیاد به مسائل بیرون از خود به ویژه خدا نسبت ندهیم که اوضاع پیچیده ولاینحل خواهد شد.