خوب، سال داره تموم میشه ومن از خودم میپرسم: چطوربود؟

.

.

.

دارم فکر میکنم در خیلی از ابعاد برای من درسال 91 سالی بزرگ وپر برکت بوده وفصلهای مهمی از زندگی را برایم رقم زد ،

اواخر 91 به شدت از بهم ریختگی اقتصاد ترسیده بودم و در لحظاتی سال 92 برایم بسیار تیره وتار جلوه میکرد وحس میکردم با نهایت سرعت به سمت سقوطی کنترل ناشدنی از لحاظ اجتماعی واقتصادی پیش خواهیم رفت،همه جا صحبت از نرخ ارز وسکه ومسکن بود،هیچکس آرام وقراز نداشت وهمه میپرسیدند: چی میشه؟

دوستان زیادی بهم زنگ میزدند ومیگفتند دارند با خیلی از لذتهاشون خدا حافظی میکنند وفکر میکنند زندگی که داشتند یک خواب بوده ودیگه نمیتونند بهش برسند . وخدائی هم کم نبودن آدمهایی که زندگیشون شخم زده شده بود.

وجالبه که یک سری از دوستانم بهم می گفتند اولین مشاغلی که نابود میشود شغلهای امثال شماست!

ومن در بهت غریبی در طول یک هفته به سر بردم اما اروم آروم خودم را پیدا کردم ودوباره خودم را با تمام سرمایه وامکانات وروابط ودانائیهام باز تعریف کردم وبه فضای اجتماعی واقتصادی دوباره برگشتم.اون روزها بازار سهام به شدت سقوط کرده بود وبرخی از دوستانم با سرعت خارج شده بودند وبه من هم توصیه میکردند بدو بیا بیرون اما من حس دیگری داشتم . چون کمی مطالعه خود را روی تاریخ این نوع آشوبهای اقتصادی وروزهای پس از ان توسعه دادم وکارهای روزمره ام را کاهش دادم تا بفهمم این کشتی کی؟ وکجا ؟وبا چه شکلی لنگر خواهد انداخت؟که پس دوهفته مطالعه شبانه روزی خودم را در دل طوفان باز تعریف کردم وشروع به یکسری سرمایه گذاری با نرخ پرداخت میان مدت نمودم(مثل پیش خرید املاک وخرید با اعتبار کارگذارم دربازار سهام)روزهایی بود که به شدت تحت فشار ترس ودلهره بودم که عاقبت چه میشود ؟ودر یک بررسی به خودم جواب میدادم فوق فوقش همه چیز از بین میرود من برای چند ماهی که زندگی را بگذرانم غنیمتی دارم روزهای بعد هم هم خدا بزرگ است وهم توشه دانائی دارم واگر شغلم نابود شود از جای دیگری اغاز میکنم ولی از این حیطه برون نخواهم شد وچون دیگه از حوصله این متن خارج است باید خلاصه کنم وبگویم کم کم بازارها روند متفاوتی طی کردند وهمه چیز با قدرت تغییر مسیر داد ورندگی من برکتی را تجربه کرد که برایم بسیار جذاب ودوست داشتنی بود.وحالا میفهمم که بد دیدن دنیا دودلیل دارد: یک قوانین بازی تغییر کرده وما بازی جدید را نمیشناسیم ومیترسیم وفکر میکنیم جهان دارد نابود میشود حال انکه تفکر ما دوره اش تمام شده است دوم ما اهداف خود را به سادگی فراموش میکنیم وبرده ترسهای خود ومحیط پیرامون خود میشویم.یادمون باشه بزرگترین دارائی ما: اهداف بزرگمون وباورهای پیشبرنده ما خواهند بود.برای شما سال چطور بود؟با صداقت وصراحت بنویسد .